بر اساس فشار هایی که به بنده وارد شده مجبور هستم که دست به این کار بزنم.چه کاری؟ همین کار.چند تا آدم کج و کوله و در به داغون دبیرسانی که از قرار ۱۲ تایی میشوند دسته جمعی یه وبلاگ گروهی زدندو قراره ناگفته های خودشونو اونجا بگن. و بنده از اونجایی که برادر یکی از جمع همین دخترا هستم تحت فشار های شدید سیاسی و دیپلماتیک در منزل قرار گرفت ام و تهدید به تحریم های شدیدی شدم. از همین رو بدین وسیله موظف هستم که وبلاگ این 12 دختر همکلاسی را به صورت رسمی در این وبلاگ معرفی کنم .
بببینید چه دوره زمونه ای شده. والا ما تا دانشگاه نرفته بودیم نمی دونستیم کامپیوتر چیه چه برسه به اینکه وبلاگ داشته باشیم، اما حالا این بچه مچه های دبیرستانی هم واسه خودشون وبلاگ زدن . عجب دوره و زمونه ای شده ها.حالا شماهم واسه اینکه دل این بچه ها نشکنه یه سری به وبلاگشون بزنید .ثواب داره . ناگفته های 12 دختر همکلاسی

