تبليغاتX
چکيده

همینه دیگه.وقتی روزنامه ات از دولت سهمیه می گیره وقتی کاغذ چاپ، فیلم و زینک و این کوفت و زهر مار هار و از دولت میگیری معلومه که منت دولت رو سرته.حالا یکی مثل خاتمی نجابت می کنه چیری بهت نمی گه یکی هم مثل دکتر محمود احمدی نژاد(دامت افاضاته) پرده دری می کند تا به قول خودشان همه عالم هم بدونند که آقا این روزنامه ها که زبون درازی میکنند از خود ما پول می گیرند.

یاد یه جمله خیلی شیرین از مادر بزرگ مهربونم افتادم که خدا حفظش کنه و عمر با عزت بهش بده، اونم این که "این آمریکا دوست داره دشمن داشته باشه اصلا خودش به این ملت و اون حکومت و فلان دار و دسته پول می ده که بیان و بر علیه اون حرف بزنن و فحشش بدن. حالا من می خوام بگم اون آمریکاست آقا جون.اینجا ایرانه از این خبرا هم نیست. روزنامه ات از دولت پول می گیره دیگه قرار نیست هر چی دلت خواست بنویسی. از این به بعد حواست باشه حرف بی خود بزنی علیه دولت کریمه سیاه نمایی کنی شایعه پراکنی کنی خبر کذب بدی برای زدن تیتر یک هم با دبیر شورای عالی اطلاع رسانی دولت هماهنگی نکنی بهت کمک نمی کنیم تا هم خودت هم رفقات هم صاحب روزنامه از گشنگی بمیرین.اینه داداش.

وقتی میگن روزنامه مستقل یعنی روزنامه مستقل.این حرفا هم همش کشکه که دولت وظیفه داره کمک کنه.وقتی دولت اینطوری کمک کنه و یه قرون دوزار کف کاسه گدایی روزنامه ها بندازه حق هم داره منت بذاره و هر وقت هم که خواست این کرامت شاهانه را یه کم دیر و زود کنه تا رعشه به تن مدیر مسوول و صاحب امتیاز و سر دبیر و خبرنگار بندازه که خلاصه حواستون حسابی جمع باشه.

صحبت های گهر بار رییس جمهور محترم و فرزانه ما هم امروز موءید همین حرف ها بود. ایشان با صدای رسا فرمودند تا همه عالم بشنوند که بابا این روزنامه های ما همه کاسه گدایی پیش دولت دراز کردند.دولت هم از سر لطف و رحمت و بنده نوازی یه چیزی بهشون می ده .اون هم فقط در راستای افزایش میزان رغبت مردم به مطالعه و روزنامه خوانی و همچنین اعتلای سطح فرهنگی جامعه البته.

واقعا بدا به حال ما  

+ نوشته شده توسط ج.م در سه شنبه 23 آبان1385 و ساعت 21:34 |

مدت هاست که جز در سر کلاس درس آن هم برای اینکه غرغر اساتید را نشنوم قلمی به دست نگرفته ام و چیزی ننوشته ام.شاید ماه ها می گذرد.سر کلاس درس هم چیزی نمی نویسم چون نمی دانم که چه         می نویسم.مدت هاست که از این دنیای مجازی نیز دور مانده ام.الان برای فشار دادن دکمه های صفحه کلید رایانه ام نیز دچار مشکل شده ام.گویی که اولین بار اس که به پشت کی بورد نشسته ام تا چیزی بنویسم.

اوضاع خوبی ندارم. یازدهم آبان ماه روز تولدم بود.امسال بر عکس پارسال چند نفری بودند که تولدم را خارج از این دنیای مجازی تبریک بگویند.

نمی دانم چه باید بنویسم.تصمیم گرفته ام از اخر ابان ماه کار فعلی را کنار بگذارم.مدتی استراحت کنم.خسته شدم از بس که ادم ها را سیاه وسفید دیدم.از پشت دوربین ایستادن و میکروفن به جای قلم در دست داشتن خسته شدم.شاید موقتی باشد اما الان خسته ام. 

نوشتن در وبلاگ مثل نوشتن روی کاغذ سخت شده.حتی سخت تر از نوشتن روی کاغذ شده.

+ نوشته شده توسط ج.م در یکشنبه 21 آبان1385 و ساعت 22:2 |