تبليغاتX
چکيده

 

     اخيرا طوماری تحت عنوان " حمايت روزنامه نگاران ايرانى از آزادی ژيل کارول " با امضاي افراد متعددي را دیدم(متعلق به گذشته) كه از جمله نام اينجانب به عنوان امضا كننده این طومار پاي آن قرار گرفته است ؛ من بدون ورود به محتواي اين طومار حمايت خود را از قربانيان بی دفاع جنگ و همچنین حمایت خود را از جریان آزاد اطلاعات و حفظ حریم جان خبرنگاران که هم صنفان و همکاران خودمان هستند اعلام می کنم اما با کمال تاسف نسبت به شيوه و روش امضاي این بیانیه ها و طومار ها در مورد خودم اعتراض دارم و اعلام مي كنم امضاي هر بيانيه بايد با اطلاع و رضايت امضا كنندگان آن باشد و از اين رو هرگونه بيانيه اي از اين دست که بدون اطلاع شخص خودم منتشر می شود را بدون در نظر گرفتن محتوا و موضوع آن تكذيب مي كنم».

جواد منتظری - خبرنگار

لینک خبر حمايت روزنامه نگار ايرانى از آزادی ژيل کارول که اسم من نمی دانم به چه دلیل در آن ذکر شده

این خبر کاملا به خبر فوق مرتبط است .بخوانید متوجه می شوید

شش ماه حبس بهمن احمدی امويی تاييد شد

 

+ نوشته شده توسط ج.م در پنجشنبه 16 اسفند1386 و ساعت 11:21 |

ترورهاى اسرائيل عليه بشريت
از «فولكا براندوت» تا مغنيه
على منتظرى‎/كارشناس مسائل خاورميانه

هنوز رژيمى به نام اسرائيل تشكيل نشده بود كه جريان ترور و حذف فيزيكى مخالفان جنبش صهيونيسم در اروپا و كشورهاى عربى آغاز شد. استفاده از تله هاى انفجارى در اتاق هاى كار و خواب، نامه هاى پستى آلوده يا منفجره، انفجار خودروهاى هدف و تيراندازى از فواصل نزديك از شيوه هاى دائمى اين ترورها بوده است. پس از جنگ جهانى دوم، با قدرت يافتن احزاب و سازمان هاى مسلح صهيونيستى، آنها بسيارى از مخالفان خود در اروپا را تحت عنوان حمايت از نازيسم ترور كردند و اين روند را تا پس از نيم قرن از تشكيل رژيمى صهيونيستى در فلسطين اشغالى به عنوان يك سياست ثابت امنيتى به منظور حفظ و استقرار و كيان رژيم صهيونيستى حفظ نمودند.
ترور «فولكا براندوت» سوئدى، نماينده دبيركل وقت سازمان ملل متحد در سال ۱۹۴۸ ميلادى و پيش از تشكيل رژيم اسرائيل به دست جوخه هاى مرگ سازمان موسوم به جنگجويان آزادى «اشترن» يكى از سرفصل هاى مهم آغاز ترور در كارنامه رژيم صهيونيستى است. اين سازمان تحت رهبرى «مناخم بگين» نخست وزير پيشين اسرائيل، فولكا را به اين دليل ترور نمود كه وى بر اساس خواسته هاى جنبش صهيونيستى در فلسطين حركت نمى كرد. وى در سپتامبر ۱۹۴۸ در يكى از كوچه هاى شهر قدس با شليك گلوله كشته شد.
از زمان برپايى رژيمى به نام اسرائيل، شاهد پرونده هاى بى شمار ترور توسط اين رژيم در كشورهاى مختلف دنيا از جمله فرانسه، نروژ، انگليس، آلمان، تونس، اردن، مصر، سوريه و لبنان بوده ايم:

351051.jpg
 

عبد القادر الحسينى، رهبر جهاد مقدس در سال ۱۹۴۸
ابى حسن سلامه، از شخصيت هاى فلسطينى در ۱۹۷۲
غسان كنفانى، سردبير مجله «الهدف» در سال ۱۹۷۲
محمود الهمشرى، رئيس نيروى ۱۷ فلسطين در ۱۹۷۲
محمد بوديا، از مقامات جنبش فتح در سال ۱۹۷۳
شيخ راغب حرب، از مقامات بلند پايه حزب الله لبنان در ۱۹۸۴
خليل ابراهيم الوزير معروف به ابوجهاد، در سال ۱۹۸۸ در تونس كه به منظور حصول اطمينان از قتلش ۸۰ گلوله به پيكرش شليك شد.
صلاح خلف، مشهور به ابو اياد در سال ۱۹۹۱در تونس
سيد عباس موسوى، دومين دبيركل حزب الله لبنان
فتحى شقاقى، نخستين دبيركل سازمان جهاد اسلامى فلسطين در جزيره مالت در سال ۱۹۹۵
يحيى عياش، فرمانده شاخه نظامى حماس در فلسطين
ترور نافرجام خالد مشعل، مسئول دفتر سياسى جنبش مقاومت اسلامى فلسطين (حماس) در اردن در سال ۱۹۹۸ كه با انتقال ويروس يك بيمارى به جسم وى انجام شد ‎/
ابو على مصطفى، رهبر جبهه خلق براى آزادى فلسطين در سال ۲۰۰۱ در رام الله
صلاح مصطفى محمد شحاده، فرمانده گردان هاى عزالدين قسام در سال ۲۰۰۲
شيخ احمد ياسين، رهبر حماس در مارس سال ۲۰۰۴
دكتر عبدالعزيزالرنتيسى در سال ۲۰۰۴

روزنامه ایران/ویژه نامه شهید عماد مغنیه

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ج.م در چهارشنبه 15 اسفند1386 و ساعت 13:26 |

 خوب است یا بد نمی دانم .اما من و کتابخانه پدرم همیشه با هم هم اتاق بودیم و من شب ها همیشه قبل از خواب چشمانم رو به کتابخانه ای است که خیلی دیر به دیر سراغش می روم.از قضا دیشب روی تخت دراز کشیده بودم و به کتابخانه نگاه می کردم که ناگهان چشمم به کتابی تحت عنوان( "یادواره فجر" به مناسبت دهمین سالگرد انقلاب اسلامی ) خورد. از آنجا در ایام دهه فجر هستیم و از نظر خودم تناسب جالبی بود کنجکاو شدم که ببینم این کتاب چیست.به سراغش رفتم و شروع به ورق زدن کردم.کتاب نیست.همان یادواره است که توسط واحد انتشارات ستاد دهه فجر و به کوشش محمد جواد مظفر و محسن شمس چاپ شده است.

در این یادواره عناوین زیر به چشم می خورد:

·         در محضر آیت الله العظمی منتظری

·         گفتگو و نشستی با :

ریاست محترم جمهوری اسلامی جناب آقای خامنه ای

ریاست محترم مجلس شورای اسلامی جناب آقای هاشمی رفسنجانی

ریاست محترم دیوان عالی کشور جناب آقای موسوی اردبیلی

·         کنکاشی در ...

انقلاب در جهان به هم پیوسته و ........

از آنجا که مصاحبه آیت الله منتظری اولین بخش این یادواره بود آن را خواندم و البته جالب بود.مصاحبه ای مربوط به 20 سال پیش با شرایط و ویژگی های آن دوره.در این مصاحبه آیت الله منتظری به ده سوال خبرنگار (فکر می کنم جناب آقای محمد جواد مظفر) پاسخ می دهد که به جهت حجم زیاد مطالب و کندی بنده در امر تایپ چند سوال که از نگاه خودم جالب است را انتخاب کرده ام که در ادامه آورده شده است.

مصاحبه کننده در مقدمه مصاحبه اش مطلبی را در رسای آیت الله منتظری آورده است که خواندن آن هم خالی از لطف نیست.

آیت الله منتظری در این مصاحبه به مباحثی مثل "جوانان و انقلاب" "جایگاه شورای مصلحت نظام"و "انقلاب و اصلاح"پاسخ داده است.

البته مصاحبه های موجود دیگر در این یادواره با دیگر چهره های مطرح آن هم در نوع خودش خواندنی است که در فرصت مناسب شاید بخش هایی از آنها را نیز در اینجا بیاورم

در ادامه می توانید بخشی از مصاحبه آیت الله منتظری به همراه مقدمه مصاحبه کننده را  را بخوانید.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ج.م در شنبه 20 بهمن1386 و ساعت 23:59 |
امشب با اس ام اسی که از سوی چند تن از دوستان به دستم رسید مو به تنم سیخ شد و اشک در چشمانم حلقه زد.

"احمد بورقانی در گذشت. روحش شاد"

فورا به سایت های اینترنتی مراجه کردم و خواندم که احمد بورقانی به خاطر عارضه قلبی در دفتر کارش سکته می کند و دار فانی را وداع  می گوید.

مرحوم احمد بورقانی نه فقط یک شخصیت سیاسی که پدر دوست عزیزمان سهام الدین بورقانی بود که این حادثه را دردناک تر می کند

از صمیم قلب و با اندوه بسیار فراوان به دوست خوب و برادرم      سهام الدین بورقانی و خانواده بورقانی تسلیت می گویم و برایشان از خداوند صبر می خواهم.

روحش شاد و یادش گرامی باد.

خبر سایت نوروز در این باره

+ نوشته شده توسط ج.م در شنبه 13 بهمن1386 و ساعت 22:19 |
ایمان ابراهیم بای سلامی در آخرین پست خود در وبلاگش مطلبی را در خصوص خانم (م.ع) خبرنگار سابق روزنامه های همبستگی اعتماد ملی و ایلنا که الان مدتی است از ایران رفته و در اروپا اقامت   می کند نوشته است که خواندنی است.
 

"چهارشنبه خبرنگاران خانم جلودارزاده را ديدند كه ناگهان بغضش در مقابل معاون وزير كشور شكست و به گريه افتاد.او امروز گرفتار مصيبتي شده است كه ديگري برايش ساخته.

چشم مادرت روشن. چشم پدر اصول‌گرایت  روشن.راستي چرا اين همه اصرار داري كه هميشه بنويسي پدرو مادر بدبختي داشته اي مي خواهي ثابت كني كه همه چيز را خودت به دست آورده اي؟.اين اصرار الكي لو مي دهدت. "از ماه گذشته که روزنامه کیهان اسناد جاسوسی‌ام را برای موساد و سیا افشا کرد، مُردم و زنده شدم"و تو هم چه بدت مي آيداز اين نسبتها.

واقعا كه آقاي بهداد حق همشهري گري را خوب ادا كرده است.هر وقت كه درمجلس ششم از سر زبانها مي افتادي خبر كيهان به دادت مي رسيد.وقتي كه كار اقامتت گير كرده بود باز خبر كيهان بود كه به دادت رسيد.فقط نمي دانم چرا نتوانسته احمدي نژاد را راضي كندكه مانند خاتمي در مورد يكي از مطلب هايت چيزي بگويد.اين جا را بد آوردي راستي چه خوب مي شددولت نهم هم ابطحي داشت.راستي ابطحي كه ابتدا به تو مي گفت دختر تازه كار كم تجربه چار ناگهان نظرش عوض شد.

درلندن فقط به درس و مشقت  می‌رسي.راستي به كدام درس و مشق .داشتي مي رفتي ديپلم داشتي اكنون شايد دكتر شده باشي.البته شايد آنان كه راهيت كرده اند ليسانسي هم در كفت گذاشته اند تا آن جا سرافكنده نباشي. راستي براي  خيلي از روزنامه نگاراني كه با اين وضع مطبوعات به سختي سر مي كنند مي پرسند اين پولها از كجا مي آيد كه روزنامه نگاراني كه از ترس هزينه به شيراز هم نمي توانند بروند تو با كدام پول كشورهاي  اروپايي را دور مي زني.حتما با حقوق 110 توماني همبستگيت يا حقوق 200هزار توماني ايلنايت.

راستي ما نفهميدم آخر درانتخابات رياست جمهوري طرفدار چه كسي بودي. بيچاره مهرعليزاده كه چرب زباني تو  وتوهم بيش  از حد  50 مليون  خودش را به تو داد وآخر كار كروبي كه اين همه لطف در حقت كرده بود را زمين گذاشتي و به ميدان بهارستان رفتي تا ازمعين حمايت كني البته آن قدر جسارت نداشتي كه بپذيري .البته تنها بدشانسيت اين بود كه حسين كروبي تو را ديد.

راستي آقاي كروبي كه آيت الله توسلي را در ليست خبرگان اعتماد ملي نگذاشت چون درانتخابات رياست جمهوري از او حمايت نكرده بودچرا هنوز تو را تحريم نكرده است.

راستي چرا هميشه نام مخالفانت را مي بري و حاميان را خط مي كشي هر چه باشد تو عادت داري از شانه ها بالا بروي و آن را لگد كني.راستي  بگو كه علي زادسر و احمد ناطق نوري چرا و چگونه حمايتت كردند.راستي شايد تنها كسي كه از شانه اش بالا رفتي و شانه اش ار لگد نكردي زاد سر بود.از تهران به جيرفت رفتي تا داستان سرائيش را درباره مردمان غارنشين كامل كني و همه را منتر خودت كردي و با هزار زور سخنان   زادسر را پر و پا دهي و در روزنامه ها بچپاني.

راستي چرا به شكوري پريده اي نگراني كه مطالبت ديگر كار نشودنگران نباش در آن جا بسياري هستند كه خاطرات شيرينشان از تو وادارشان مي كند به زور هم كه شده مطالبت را در صفحه ها بچپانند.

راستي صفايي فراهاني اين روزها دوباره خيلي مطرح شده مي تواني به اخوي بگويي قردارداي ببندد و كتاب خاطرات برايش چاپ كند از ماجراهاي فوتبال و فيفا. شايد باز هم لطف او شامل حالت شو د

 

همه اين ها را حرجي برتو نيست تو كتابت را نوشته اي تو را چه كه كتابت اين روزها طعمه شده است.

البته من ناشي دست و پاجلفتي معني

of  the record

 را تازه ياد گرفته ام و فهميده ام كه همه چيز نوشتني نيست.وقتي از عباس شيباني كه چهره اش را براي اعتماد ملي نوشتم مي پرسيدم كه چرا مبارزان در رژيم گذشته خاطرات خود را نيم نوشتند مي گفتند مي ترسيدند اين خاطرات به دست ديگران بيفتد و براي همراهانشان و كساني كه كمكشان مي كردند بد شود.

اين را مجلس ششم ي ها البته مي دانستند تو هم شايد مي دانستي که بسیاری از مطالب نوشتنی نیست  اما چاره چه بود تو بايد بالا مي رفتي بر سر شانه هر كسي كه بود و به هر قيمتي. وقتي كه رفتي ديپلم داشتي احتمالا يكي دو سال ديگر با اسم خانوم دكتر برمي گردي و دوستان عزيزت  كه وقتي كه من يك موضوعي را در يكي از  روزنامه ها  گفتم بعد از دو ثانيه به گوشت رساندند دكتر دكتر به نافت مي بندند.راستي چار آشفته شدي خانوم دكتر مي ترسي همه بفهمند چه بوده اي نترس مردم ما كم حافظه تر از اين حرفها هستند برگرد دوباره شانه هايي براي بالارفتن و لگد زدن تو هست و مرداني حقيري كه همواره به اراده تو تمكين كنند.

برگرد خانوم دكتر همه يادشان مي رود و من هم به كسي نمي گويم كه تو از اول عضو رسمي بوده اي نه عضو افتخاري. "

 -----------------------------------------------------

 

+ نوشته شده توسط ج.م در جمعه 12 بهمن1386 و ساعت 17:46 |

یکشنبه شب گذشته بعد از مدت ها سری به  محل جبهه مشارکت زدم. برنامه سخنرانی با عنوان    (( « بررسِی روابط بِین‌المللِی اِیران » در اعتراض به واگذاري بخش‌هايي از خاك ايران)) توجهم را جلب کرده بود و باعث شد در سرمای زیر صفر درجه هوا و دوری مسیر خودم را به آنجا برسانم. هر چند زمانی که رسیدم تقریبا نیمی از مراسم را از دست داده بودم اما نیمه دوم این مراسم آنقدر جالب بود که باعث شد زیاد افسوس بخشی از آن را  در آن حضور نداشتم نخورم.

در این نشست عبدالله رمضان زاده و مراد ویسی حضور داشتند و سخن گفتند.

رمضان زاده در این نشست با اشاره به سخنان اخیر متکی در باره میزان سهم ایران در دریای خزر متکی را مورد انتقاد شدید قرار داد.

 بخش هایی از سخنان رمضان زاده:

"این دولت وادادگی در سیاست خارجی جز اصول کارش است. ذات و جوهره آنها دادن امتیاز به خارجی هاست زیرا از داشتن پشتوانه مرمی محروم هستند و پشتوانه مردمی ندارند."

"اگر ما امروز مجلس مقتدری را بر سر کار داشتیم این وزیر خارجه با این اظهاراتش یک روز هم بر سر کار باقی نمی ماند."

"خارجی ها بدانند که امتیازاتی که در شرایط فعلی از اینها(دولت نهم) گرفته اند از نظر ما اعتبار ندارد و آقایان هم بهترین کار ممکن این است که در این دوران هر کار می کنند بکنند اما در سیاست خارجی وارد نشوند و مذاکره نکنند."

" بهترین کار ممکن این است که اگر متکی چنین سخنانی را گفته است برای احترام به ملت ایران خودش از این سمت استعفا بدهد و برود."

سخنان کاملتر رمضان زاده را در ادامه مطلب بخوانید .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ج.م در دوشنبه 24 دی1386 و ساعت 1:4 |

      تا به حال اینقدر از شنیدن واژه های   "احساس وظیفه" "حس مسوولیت" "بار مسوولیت" سرباز خدمتگزار نظام" به اندازه دیشب بدم نمی آمد.

  اما دیشب باشنیدن این واژه ها در برنامه نود حالت تهوع به من دست داد.

   بعد از شنیدن این واژه ها از زبان کیومرث هاشمی سرپرست فدراسیون فوتبال و آخوندی جوان جویای نام و نان که سخنگوی سازمان تربیت بدنی نیز هست در مورد آقای علی آبادی سمبل خدمت و مجاهدت و فداکاری که می خواهد یک تنه بار مشقات ورزش ایران و فوتبال را بر حسب وظیفه بر دوش بکشد سرم گیج رفت.

بی شک صفایی فرهانی در برنامه دیشب نود برنده دوئلی بود که خدمت گزاران فعلی سازمان تربیت بدنی به خاطر شاهکارهای فراوانشان و دسته گل های متعدد که به آب داده اند از آن گریزان بودند. اما زمانی که دیدند اوضاع و احوال مناسب نیست به دست و پا زدن افتادند تا آبروی رفته را به جوی خشک بی آبرویی بر گردانند و به هر حربه ای دست انداختند .

از آنجا که این آقایان برای رویارویی با آقای صفایی فراهانی جواب قانع کننده ای نداشتند به هر ریسمان پوسیده ای چنگ زده اند و سعی کردند صفایی فراهانی را به اشکال مختلف سبک کنند.

از جمله تلاش فراوانی شد تا او را دروغگو  جلوه دهند و در ثانی از وی انسانی بدون تعلقات ملی بسازند که الحق جواب های محکم و دندان شکن و خلاصه فراهانی پاسخ مناسبی به این ادعا ها بود.

این کار زار رسانه ای که به لطف عادل فردوسی پور شرایط آن مهیا شده بود و نمایندگان سازمان تربیت بدنی به بهانه های واهی از حضور در آن خود داری کرده بودند بی شک به نفع صفایی فر هانی به پایان رسید و بی شک صفایی فراهانی دیشب با سربلندی کامل به خانه رفت و سر بر بالین گذاشت و قبل از آن توانست تحسین هر ایرانی بیننده برنامه نود دیشب را بر انگیزد.

   البته آقایان سازمانی با اقتدا به مقتدای خویش دکتر احمدی نژاد افشاگری های خود را به زمان دیگری موکول کردند. همانطور که احمدی نژاد در بسیاری از موارد تهدید به افشاگری کرده و بعد این افشاگری ها را به زمان دیگری موکول کرده این آقایان نیز تهدید به افشاگری کردند البته در زمانی مناسب.

 هر چند که به نظر میرسد این آقایان چیز چندانی در چنته ندارند که اگر داشتند دیشب از آن بهره می گرفتند نه آنکه با دلایل بچه گانه فرافکنی کنند .

البته قطعا زمان نشان خواهد داد که شرایطی که فوتبال ایران در آن قرار دارد به خاطر دروغگویی آقای صفایی فراهانی است! یا زیاده خواهی آقایان مشتاق خدمت "احساس وظیفه" "حس مسوولیت" "بار مسوولیت" سرباز خدمتگزار نظام" ..... ؟

 

 

+ نوشته شده توسط ج.م در سه شنبه 4 دی1386 و ساعت 13:31 |
 
 
   شمار خبرنگارانی که در سال 2007 در سراسر جهان کشته شده اند، به بالاترین حد در بیش از یک دهه اخیر رسیده است.

   به گزارش واحد مرکزی خبر به نقل از واشنگتن پست، کمیته محافظت از خبرنگاران که یک سازمان مستقل واقع در نیویورک است با بررسی گزارش کشته شدن خبرنگاران مختلف، اعلام کرد :
 64 خبرنگار هنگام کار در سال 2007 کشته شده اند.
 
این رقم پارسال 56 نفر بود.
 

     به گزارش این کمیته این آمار فقط در سال 1994 بالاتر از میزان کنونی بود که 66 نفر کشته شدند.

                                                                                                                                                  
     این کمیته هم اکنون درحال بررسی مرگ 22خبرنگار دیگر و ارزیابی ارتباط آن با ماموریت های کاری آنهاست.

     این کمیته اعلام کرد : عراق یکی از مرگبارترین مناطق جهان در سال 2007 بود و 31 مورد از این تلفات در این کشور روی داده است.

     بیشتر خبرنگارانی که در عراق کشته شده اند برای رسانه های محلی کار می کردند اما نه نفر شامل صیف علاءالدین برای سازمان های خبری بین المللی نظیر نیویورک تایمز، شبکه ای بی سی، رویترز و آسو شیتد پرس کار می کردند.
+ نوشته شده توسط ج.م در سه شنبه 27 آذر1386 و ساعت 16:18 |

 شب از نيمه گذشت و ديده باز است                         چرا امشب شبم دور و دراز است

وضو كن با سرشك چشمت ای دل                              كه امشب فرصت رازونياز است

شب های پر فیض و خیر و برکت قدر فرصتی است تا در این هیاهوی زندگی پر مشغله امروز اندکی در تاریکی این شب ها خلوت کنم و به سیاهی روزگاری که می گذرانم فکر کنم و به خود بیاندیشم.

 

در این شب ها برای خود دعا کنیم که عاقبتمان ختم به خیر شود.

به فرق شکافته مولا و مقتدای شیعیان علی مرتضی از خدا بخواهیم که شیعه و شیعیان را سر بلند گرداند و در  ظهور و فرج یگانه منجی عالم  "مهدی فاطمه " تعجیل  نماید .

 برای گرفتاران و درماندگان روزگار خود دعا کنیم که به حق این ماه عزیر گره از کارشان گشاده شود.

خدایا به حق قرآنی که در این شب ها نازل کردی ما را هدایت کن و به ما قدرت شایسته بندگی کردنت را عطا فرما.

خدایا ما را از خرافه گری در دینت محفوظ و مصون بدار.

  التماس دعا

+ نوشته شده توسط ج.م در سه شنبه 10 مهر1386 و ساعت 0:18 |

سایت بازتاب پس از کشو قوس های فراوان بالاخره فیلتر شد.نه ببخشید فیلتر بود این دفعه آقایان رفتن در ساختمان رو هم پلمپ کردن که خیال همه رو راحت کنن.آن هم به شکایتهای مختلف که کمی از انها هم به  دفتر ریاست محترم جمهوری می رسید !!!!. راستی امروز آقای احمدی نژاد داشتند تشریف می بردن نیویورک.

 نمی دانم این بار هم قرآن باز کردند یا نه (استخاره) اصلا به این کار ندارم. اما جالب اینجاستکه ایشان در سخنانی که پیش از سفر داشتند گفتند که مردم آمریکا به اطلاعات و اخبار صحیح دسترسی ندارند"مردم آمریکا نتوانسته‌اند به راحتي و به نحو صحيح به اطلاعات درست و روشن دست پيدا كنند و از در جريان گرفتن حقيقت آن‌چه كه در جهان رخ مي‌دهد، بعضا محروم بوده‌اند. آن‌ها مشتاق هستند كه ديدگاه‌هاي جديد از جمله ديدگاه‌هاي جمهوري اسلامي ايران را بشنوند" ایسنا این را که شنیدم من کلی دلم برای مردم آمریکا سوخت که چرا آنها به اخبار دسترسی ندارند یعنی آنجا هم هی زرتی هر کی هر چی گفت فیلترش می کنن؟ 

+ نوشته شده توسط ج.م در یکشنبه 1 مهر1386 و ساعت 15:14 |